3 اسفند، سمبل سمپاتي كردها و لكه ي ننگي ديگر بر پيشاني پريشان حال جمهوري اسلامي
مبارزات دموكراتيك خلق كرد،جهت چاره انديشي «رئاليته ي كرد» در هر بخش از كردستان، تاثيري عيني و «رئاكتيو» را بر همه ي بخشهاي آن خواهد گذاشت.اين قانون معلول «همبستگي و همسويي» ملي كردها در هر 4 بخش كردستان است. نمونه هاي فراواني را تاريخ معاصر كردستان مي توان عنوان كرد.
دستگيري رهبر ملي كردها«عبدالله اوجالان» در 15 فوريه 1999،و با تدارك توطئه اي بين المللي، «آخرين تراژدي قرن بيستم» را براي كردها به رقم درآمد.
اعتراضات «اپيدميك» و بي نظير كردها در تمامي كشورهاو قسمتها ي كردستان، و من جمله «شرق كردستان»، به اوج خود رسيد. اين «اعتراضات مشروع» كردها در ايران، موضع گيري وحشيانه ي «حكومت تئو كراتيك» را به دنبال داشت. سركوب تظاهر كنندگان كه خواهان محكوميت دستگيري اوجالان بودند، در سراسر شهر هاي كردنشين، با تمامي ابزارها و امكانات به وقوع پيوست و تبديل به يك« قتل و عام سراسري كردها» گرديد.
همزمان با تمامي شهرها، حضور پررنگ « مردم قهرمان سنندج»، به شيوه اي كم نظير در اين «پروتست نمودنها» ، « ساديسم سياسي »جمهوري اسلامي را در« روز 3 اسفند 1377 » برانگيخت و «سركوبگران خشك مغز» جمهوري اسلامي، با هليكوپتر و زره پوش و هر آنچه كه در اختيار داشتند، به جان «مردم بيدفاع و غمزده ي سنندج »افتادند و جنگي نابرابر را به راه انداختند. جنگي كه« قتل و عام سي نفري» مردم كرد را به دنبال داشت. خون سرخ «دختران و پسران »سنندجي، گويي به مشامشان خوش بود.و اينچنين شد كه
3 اسفند 1377، لكه ي ننگ ديگري بر پيشاني پريشان حال جمهوري اسلامي افزود و به «سمبل سمپاتي كردها» با يكديگر مبدل گرديد.
خون شهيدان 3 اسفند، پايمال نخواهد شد و «جوانان كرد»، وارث آنند و همان خون در رگهايشان در جريان است.
با همان روح 3 اسفندي، به استقبال روزهاي آخر عمر، جمهوري پوسيده ي اسلامي خواهيم رفت و باز با همان روح، «دسپوتيسم دينيشان» را در «زباله دان تاريخ» مدفون خواهيم نمود.
ـ گرامي باد ياد شهيدان 3 اسفند
ـ زنده باد مبارزات دموكراتيك جوانان ايران
ـ نابود باد ارتجاع و دگماتيسم ديني !
كورديناسيون
اتحاد جوانان شرق كردستان
3 اسفند 1383
(برابر با 21 فوريه ي 2005)

